مهد و آموزش

سلام سلام صد تا سلام

چند وقت پیش داشتم از یه خیابونی نزدیکای خونمون رد میشدم دیدم یه جائی تابلو زده آموزش برای کودکان ۳ تا ۶ ساله رفتم سوال کردم گفتن که از شنبه تا چهارشنبه کلاس دارن و هر روز آموزش قرآن و زبان توی برنامشون هست ولی در کنار اون برنامه های مختلف دیگه ای هم دارن مثلا یه روز قصه گوئی که واقعا دخملی من عاشق کتاب و کتابخونیه یعنی هنوز خوندن یه کتابو تموم نکردیم کتاب دومو آماده میکنه هر چقدرهم که براش بخونیم بازم سیر نمیشه......

بعد یه روز ژیمناستیک دارن.... یه روز برنامه گردشی و تفریحی دارن ....یه روز براشون فیلم پخش میکنن....یه روز نقاشی هست.... در کل به نظرم خوب اومد

دیگه صحبت کردم قرار شد هفته اول یه مقدار دیرتر ببرمش تا بتونه خودشو با محیط وفق بده در ضمن خودمم همون دور و برا باشم تا اگه یه موقع بهونه گیری کرد برم پیشش

ولی خوب از یه چیزی نگرانم اونم اینکه چون ۲ سال و نیمش بود بردمش مهد خیلی اذیت شد بیشتر از ۲ روز هم حریفش نشدم که بره هنوزم که هنوزه تو ذهنش مونده وقتی بهش گفتم میخوام ببرمت مهدکودک خیلی ناراحت شد گفت دوست ندارم برم آخه میدونی چیه مامانی؟..... اونجا دلم واست تنگ میشه بعدشم  بچه ها اذیتم میکنن....... ولی وقتی بهش گفتم اینجائی که میخوایم بریم یه جای دیگست قبول کرده حالا بازم نمیدونم چی پیش میاد خدا کنه که بتونه خودشو با اینجا تطبیق بده وگرنه که دیگه هیچی

دوستتون دارم........مواظب خودتون باشین

/ 26 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرنوش

سلام خان چطورین خوبین من بعد سالها اپدیت کردم میگما این خانم خوشتیپو اینجوری نفرستش خیابون میدزدنشا من قربونش برم دلم کلی واسه اینجا تنگ شده بود

طيبا

مرجان جونم می دونم نگران فاطمه ناز نازی هستی اما شما مگه ميشه يک جای بدی برای خوشگل خانم پيدا کرده باشی از الان بره برای مدزسه اش آماده تر ميشه می دونم که شما حتما دورا دور مواطب خوشگل خانم هستيد مامانی مثل شما اينقدر خوب مگه ميتونه مواظب عشقش نباشه

ArEzOo

ممنون که بهم سر زدی ملوسک خوشگلتو ببوس

مريم پاييزی

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت / دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت [قلب شکسته] بيا بگو چی کار می تونم بکنم؟

آرزو

مرجان جون سلام به شما وخانواده ممنون به خاطر خوش آمد گوييت فاطمه عسلم به احتمال زياد از کلاسها خوشش مياد قبلا هم اگر مهدرو دوست نداشت چونکه خيلی کوچيکتر بوده الان ماشاا... خانم شده .اميدوارم بره و چيزهای خوب خوب ياد بگيره

ثمين

خب وقتی مامی خوبش توی خونس معلومه که بچه نمی خواد از مامان جون جدا بشه ...ولی ديگه لازمه که يه ذره وابستگيش کمتر بشه .... اميدوارم اينجا بهش خوش بگذره

مامان تينا و سينا

سلام مرجان جون بالاخره چی کار کردی ؟ فاطمه جان رو برديش يا نه ؟ ميگم اين عکس رو چرا من دفعه قبل نديدم دخترای خوشگلت خوبن راستی مرجان جون اين شکلک ( ماچ ) برای شما هم بسته است يا فقط واسه من اينجوريه ميبوسمتون