برج میلاد و نمایشگاه کودک

سلام سلام صد تا سلامقلب

امروز بعدازظهر یهو تصمیم گرفتیم بری برج میلاد

که البته خواهری اینا هم اونجا بودنو بچه ها بسی بهشون خوش گذشت

سفالگری کردن ..کاردستی درست کردن ...تو قسمت بازی رفتنو و ملوسک خانومی تاب میخورد و میگفت 2 ساله شدمو .......خلاصه کلی بهشون خوش گذشت

طوری که رسیدیم خونه همونجوری با لباس پرتاب شد رو تخت و غش کرد. وووووووو بعدشم با زور و گریه پاشد رفت کارهای مسواک و اینا رو انجام داد و بعدم با کلی غر که چرا بیدارم کردی؟؟؟؟؟؟؟خوابم پرید گرفت خوابید

یه کتاب بزرگ 100 داستانی قصه های شب براش گرفتم که وقتی اومدم خونه تازه متوجه شدم همون 10 جلدیهاست که تو تابستون براش گرفته بودم

از طرفی غرفه تیسا گل و پیش گلناز عزیزم هم رفتیم و سفارش شال و کلاه دادم که امیدوارم تا شنبه آماده بشه چون در هر حال من باید تا برج میلاد برم دوباره چون باید این کتابو عوض کنم و به جاش چیز دیگه ای بردارم

خلاصه که اینم از امروز بعدازظهر دخترکا........

ملوسک و وندای عزیزم

بچه ها در غرفه تیسا گل و تاج اهدائی گلناز جون....

ملوسک و هانای نازم

محل اجرای نمایش که ما دیر رسیدیمو تموم شده بود

خانومی رفته بود تو محل اجرای نمایش و واسه خودش نمایش اجرا میکرد نیشخند

اون طرف دم پنجره بودیمو داشتیم شهر رنگارنگو نگاه میکردیم که یهو برگشتیمو با این صحنه مواجه شدیم ....یعنی فکر کن........خوشمزه

دوستتون داریم خیلی زیاااااااااااد....مواظب خودتون باشید

/ 29 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهربان

سلام مریم جان چقدر دلم برات تنگ شده چقدر کم مینویسی چی شده دیگه مثل اون وقت ها نمینویسی ماشالله هزار ماشالله ملوسکت هم حسابی برای خودش خانومی شده خوشحالم که بهتون خوش گذشته امیدوارم همیشه از شادیهای دخترت اینجا بنویسی[ماچ]

شبنم

چه روز خوبی ... ایام همیشه به کامتون عزیزم ..

مریم مامی آیدا

سلام ممنونن از حضور گرمت از آشنایی باهاتون خوشبختم[گل] انشالله همیشه به شادی

مامان بهار

به به چه روز قشنگی بوده انشالله حسابی خوش گذشته باشه[قلب]

لیلا مامان الهه و الناز

سلام واقعا خوش به حال ملوسک خانم با این مامان پرانرژی. از عکسها مشخصه که چقدر به بچه ها خوش گذشته. همیشه شاد و سلامت باشید. [قلب][قلب]

مامان رامی

چه ملوسک ناز و شیطونب داری بادمجون کبابی[ماچ] به ما هم سر بزن