یک روز برفی

سلام سلام صد تا سلامقلب

خوب خدا رو شکر ما هم جابجا شدیم ولی مریضی پشت مریضی همچنان ادامه داره که امیدوارم به زودی همه چی اوکی بشه و همگیمون خوب خوب

خانوم خانوما به علت تب و بیماری فقط شنبه رو رفت مدرسه و یکشنبه و دوشنبه خونه بود و سه شنبه هم با وجود تبی که داشت اصرار اصرار که باید برم مدرسه و دلم تنگ شده و از این حرفا

یعنی تو این چند سال همچین بیماریی نداشتی که بخواد 4 روز مثل بچه های دو سه ساله تب کنه و تبش قطع نشه و تو خواب و نصفه شب ناله هائی می کرد که جیگرم کباب میشدگریه

باباشم آنچنان مریضی شد که از دوشنبه خوابیده تو خونه و انگار خوب شدن تو کارش نیست بدن کوفته و سینه دردناک و سرفه های وحشتناک و ......آخ

خودمم با وجودیکه مریض بودم و همچنانم دارم قرص سرماخوردگی میخورم ولی با پرروئی تمام یک هفته مریض داری کردمو آب پرتقال گرفتمو سوپ درست کردمو .......

.

امروز صبح که از خواب پاشدیم دیدم به به عجب برفی باریده این همه منتظرش بودیم نیومد حالا شب عید و با وجود شکوفه زدن درختا و ........یادش افتاده بود

قبل از رفتن به خونه مادرجون کمی برف بازی کردیمو رفتیم اونجا

هنوز هم نت اون خونه وصل نشده و من از این خونه ........

پ ن : ما که هنوز هیچ خریدی برای عید نکردیمو همش درگیر اسباب کشی و مریض داری بودیم ......ناراحت

دخترک تب دار من (پریروز)ناراحت

دوستتون داریم خیلی زیااااااااااد.......مواظب خودتون باشیدقلب

/ 4 نظر / 6 بازدید
مامان نازنینها

انشاا... زود زود مریضی از خونه تون بره . راستی خونه نو مبارک انشاا... همیشه شاد و خوش و سلامت باشید

خاطرات خانه کودکی

آخ اين مريضي رو ما هم يه مدت درگيرش بوديم .. انشالله شما هم زود بيرونش كنين از خونه ..

من و پسرم آرين

آخيييييييييي خدا بد نده.مي گم يه اسپندي چيزي دود كن .ان شاله هيچ وقت ديگه مريض نشين...

مامان درساو آیتا

وای خدای من شماهم انقدر درگیر مریضی بودید. جوجههای منم دوهفته س درگیرن درسا زودتر خوب شد ولی آیتا بچه م داره از سرفه خفه می شه و هرکار می کنم و هرچی می ریم دکترودارو عوض می کنیم بهتر نمی شه الان صدای سرفه هاش داره دیوونه ام می کنه و خود خستمو سرگرم کردم اندکی و تو دلم هی می گم چکار کنم خدایا و نمی دونمممممممممم