چه هوای دلپذیری

سلام سلام صد تا سلام

چه هوائی شده این چند روز.....بارش بارون.... بعدش بوی نم بارون......بعد قدم زدن و بو کشیدن این هوا چقدر می چسبه

معمولا هر روز بعداز ظهر میرم پیاده روی (به خاطر کنترل وزن و این حرفا) دیروزم رفتم بیرون نه که بوستان و شهروند نزدیکمونه سر از اونجا در آوردم یه خورده گشتم بعد رفتم شهروند اونجا هم لباس بچه هاشو نگاه کردمو اومدم

دیگه داشتم بر میگشتم  بارش بارون شروع شد اولش قطره قطره بعدش شدید شد حالت رگبار منم انقدر کیف کردم حالا درسته خیس شدمو عینهوووووووو موش آب کشیده رسیدم خونه ولی ارزششو داشت

امروزم باز دوباره هوا ابریه.... نمی دونم چرا هوا که اینطوری میشه ویارم گل میکنه یعنی همش دوست دارم برم اینور اونور مثلا در حال حاضر هوس پارک چیتگرو کردم 

وااااااااااااای که  چقدردوست دارم تو این هوا راه برم..... نفس بکشمو....... بوی نم بارونو با تمام وجود استشمام کنم

ملوسک جونم حالش بهتره سرفه هاش خیلی خیلی کم شده و همچنان مشغول بازی با قطار ماهیگیریشه.

دوستون دارم........مواظب خودتون باشین

/ 32 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ثمين

چه خوب که ملوسک ما حالش بهتر شده مرجان جون می بينم که توی وبلاگ جديدم ازت خبری نيست نگو آدرس رو اشتباهی بلد شدی خانوم گل من اومدم پرشين بلاگ ..همين آدرسی که الان زير پيامم هست ! ممنون بابت اطلاعی که دادی ...ديگه لازم نيست زحمت بکشی چون خودم فرصت کردم و به دوستان خبر دادم ...بازم ازت ممنونم دوست گلم

مهناز مامان مهرسا

سلام عیدتون مبارک یعنی سال نو مبارک باشه خوشحالم که حاله ملوسک بهتر شده واقعاکه هوا عالیه ما هم هرروز میریم پارک فعلا خداحافظ

طيبا

سلام مرجان جونم واقعا هوا عالی و رمانتيک شده من همش دلم می خواد برم بگردم عصر که از شرکت بر می گردم مسيرم را طولانی می کنم تا بتونم توی بارون قدم بزنم خدا را شکر که سرفه ملوسک خانم گل بهتر شده می دونی بهار خيلی فصل قشنگيه اميدوارم هميشه براتون بهاری باشه

نسترن

سلام سال نو مبارک چه عکسای قشنگی.خدا نگرش داره.منم دلم پياده روی می خواد اما چون بايد باران و با خودم ببرم زير بارون سخته کاش می شد با هم قرار بزاريم و بريم.

ليلا مامان آرين

سلام مرجان عزيزم خوش به حالت که پياده روی می کنی.منو بگو که اصلا حتی يک قدم

شهلا

سلام مرجان (مريم) جون واقعن امسال هوا معرکه بود هم تو نوروز هم بعدش. اصلن دلم نميخواد اين روزا تموم بشه و اون روزای گرم ۵۰ درجه شايدم بيشتر تابستون برسه. منم تقريبا بعد از سيزده به در روزی يکساعت شايدم بيشتر مجبور به پياده روی هستم چون محمدجواد رو ميزارم مهد و فاصلش تا اداره تقريبا نيم ساعته که با يه رفت و برگشت ميشه يه ساعت. فاطمه جون رو ببوس. تازه از طرف من پرنيان جونو هم ببوس.

نيلو

سلام مرجان جونم منم بوی هوای بارون خورده رو خيلی دوس دارم اينجاکه همش اين دو هفته ابر و بارن بود،تازه يه کم آفتاب در امده،منم همين حس پيادي رفتنو تو هوای آفتابی دارم خداروشکر ملوسکم حالش بهتره روی ماهشو ميبوسم

نگين

سلام خانومی...خوشحالم خوبی و اينهمه احساس قشنگ داری...

صنم

ديدم نوشتی چيتگر٬جات خالی جمعه صبح يه نهار توپ پختم با مامان اينا رفتيم چيتگر.خيلی با صفا بود