ملوسکم

سلام سلام صد تا سلام

پنجشنبه از اونجائی که خواهری آف بود با همم تصمیم گرفتیم ۲ تا دختر خاله رو یه جائی ببریم که یه ذره بازی کنن و خوش بگذرونن دیگه تصمیم گرفتیم بریم کلبه بازی توی پارک ساعی

اولش یه ذره ترسیده بود ولی آخرش مگه پیاده میشد

البته میشه گفت به اسم بچه ها بود به کام ما ....چون ۲ تا بازی رو مسئولش اجازه نداد که تنهائی سوار بشن و گفت شما هم همراهشون باشید من و خواهری هم با هم گفتیم آخ جونمی جون چه بهتر از این واسه همین ما هم کلی خوش به حالمون شد

دوستون دارم.......مواظب خودتون باشین

تاريخ شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٦سـاعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ نويسنده یه مامان گلهای تو گلدونمون () |

MisS-A